خانه / سرگرمی سالمندی / ننجون من کرونا گرفتس!

ننجون من کرونا گرفتس!

ننجون من کرونا گرفتس!

چند روزیس سرما خورده بودم آ حالم اصی خوب نبود. به حجی گفتم: مرد وخی بریم دکتر، مُردم اِز بس جوشونده خوردمُ و خفه شدم اِز بس عنبرنسارا و اسفند دود کردم تا این خونه ضد عفونی شِد! بریم دکتر بلکه یه دارویی، دوایی بده حالم بِیتِر شه.

نوه چی کوچولیِم، پسری اختریم ما می گم، تو اتاق بود و حرفاما شنید و گفت: ننجون کرونا گرفتی؟ آقاجون نری وری ننجونا، می میری!

منا می گوی، برق گرفتمو و با نگاهی غضب آلود بِیِش نیگا کردمُ گفتم: اوی حواسِد باشِد چی چی می گوی! این کرونا چی چی هس که من گرفته باشم؟ بی خودی این حرفا را تو کله آقاجونِد نکون، این همین طورِکی بیس سالِس تو  حال می خوابِد، حالا سری حرفی تو دیگه مهاجرت می کُنِد می ره تو انباری!

نوه چیم گفت: واقعا نیمی دونی کرونا چی چیِس؟ این چینیا هر چیزی که می جُنبِدا می خورن، چَنوَق پیشاوَم چنتا خفاش جنبیدن، اوناوَم گرفتنشونُ آ بایِشون سوپ پختن آ خوردن! بعدش کرونا گرفتن. یعنی ویروسی کرونا را اِز سوپی خفاش گرفتن. این ویروسه وَم شبیهی سرماخوردگیِس ولی تفاوتِش اینجاس که ممکنِس جونی آدِما بیگیرِد.

یعنی ترس کلی وجودما فرا گرفت و با بادی لنگوویجَم به نوه چیم فَموندم که بایِد گندی که زدِسا دُرُس کنِد. اونم همه توانشا گذاشتُ حجی را مجاب کرد که الکی گفتِس. اما حجی که تا پیش اِز این اِزجاش تکون نیمی خورد، چنان جستی زِدُ وخساد انگاری رونالدو تو تیمی یونتوس می خواد با هِد گل بِزِنِد پرید تو هوا و گفت: وَخی بریم دکتر بیبنیم کرونا نگرفته باشی!!!

همچینی بِیِم برخورد که دلم می خواس یه چیزیو بِزِنم خوردُ خاکیشی کنم، ولی کظمی غیض کردم آ هیچی نگفتم. رفتیم دکتر آ برگشتیم. دکتر گفت: چیزیدون نیست، به یه چیزی حساسیت داشتین اینطورکی شدین. همچینی که حجی سری پیکان جوانانا کج کرد تو کوچه احساس کردم باری سنگینی نگاه های همسادا افتاد رو ماشین، اونم رو صندلی شاگرد که من نِشِسه بودم. پیاده شدم تا با اعظم خانم سلام علیک کنم که خودشا کشید کنار و گفت ایشالا بِیتِر بشید و جَس زد تو خونِشون.

به خودم گفتم: وا چه همچینی کرد؟ یُخته اونوَر تِر خاور خانم وایساده بود. داشتم می رفتم طرفش که گفت ایشالا کرونا دون بِرِدُ آ تندی رفت. دیدم نوه مش حیدر داره تو کوچه توپ بازی می کنِد. رفتم طرفشو بِیِش گفت: علی طوری شدِس؟ گفت: آره پارسادون اومد تو کوچه آ گف ننجونم کرونا گرفتس!

حساب کردم دیگه بادی لنگوویج اثر نداره، باید فیزیکی واردی عمل شم آ با لنگه دمپای بِیِش بِفَمونم کوجا چه خبره…

سمیه مسرور

درباره ی سمیه مسرور

همچنین ببینید

برنامه های ترم جدید بنیاد محبت اعلام شد

خبر آمد خبری در راه است سلام و درود به شوما که انتهای خوبی هستید. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *